الشيخ علي اكبر النهاوندي

133

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )

[ شبهه نهم : عدم تكليف عوام در نبود امام ] 9 صبيحة بدان شبههء نهم كه مخالفين دربارهء امامت حضرت حجّت بن الحسن - عجّل اللّه فرجه الشّريف - نموده‌اند ، اين است كه بر علماى شيعه اعتراض نموده ، گفته‌اند : شما وجوب نصب امام را از روى قاعدهء لطف ، قائل مىباشيد و بدون آن ، تكليف را قبيح مىدانيد ؛ به اين معنى كه شرط صحّت تكليف عباد را مبتنى بر قاعدهء لطف مىدانيد كه تكليف عباد ، بدون رييس منصوب من قبل اللّه تعالى كه مقرّب به سوى طاعت و مبعّد از معصيت باشد ، قبيح است . بنابراين با فقدان رييس منصوب من جانب اللّه و عدم تصرّف او در امر عباد از امر و نهى و تقريب و تبعيد ايشان ، سقوط تكليف از عباد لازم خواهد آمد ، چون شرط صحّت تكليف ، وجوب لطف به معنى مذكور است ؛ فإذا فقد الشّرط فقد المشروط ، حال آن‌كه به ضرورت ديانت اسلامى تكليف بر عباد باقى است ، با آن‌كه به مذهب شما اماميّه ، شرط تكليف ، مفقود است . [ جواب شبهه به گفتار سيد مرتضى و شيخ طوسى ] جواب اين شبهه را سيّد مرتضى و شيخ طوسى - قدّس اللّه روحهما - به اين نحو فرموده‌اند : اصل وجود امام و رييس من اللّه ، لطف و تصرّف و بسط يد او عليه السّلام ، لطف ديگرى است كه منع آن ، مستند به تقصير مكلّفين است و قال السيّد رحمه اللّه وجوده لطف و تصرّفه لطف آخر و عدمه منّا . اگر مكلّفين مانع را از تصرّف امام خود ازاله نمايند ، البتّه از امام منتفع مىشوند كه رييس منصوب من اللّه است و چون او را از تصرّف منع نمودند و تمكينش ندادند ، خودشان باعث انقطاع لطف از خود گرديدند . شيخ طوسى نيز جواب اين شبهه را به طريقهء سيّد مرتضى بيان فرموده و در كلمات شريفهء خود در وجوب لطف ، به معنى مذكور ، نقض و ابرام بسيارى نموده .